خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
81
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
پوشيدن و جز اينها . اين مقوله نيز داراى اقسامى است : الف - ( ملك ) ذاتى ، مانند بودن حيوان در پوست خود . ب - ( ملك ) عرضى ، مانند پوشيده شدن به وسيلهء لباس . ج - ( ملك ) كلى ، مانند پوشيده شدن كلّ ( بدن ) . د - ( ملك ) جزئى ، مانند پوشيده شدن قسمتى از بدن . 5 و 6 - مقولهء أن يفعل و مقولهء أن ينفعل : مقولهء أن يفعل بر هيأتى كه فعل ، از آنجهت كه مؤثر است ، در هنگام تأثير دارد دلالت مىكند و مقولهء أن ينفعل بر هيأتى كه پديدهء قابل فعل ، از آنجهت كه متأثر است ، در هنگام پذيرش اثر ( تأثر ) خواهد داشت ، دلالت مىنمايد . ناگزير اين هيأت وجودى متجدد و متصرم خواهد بود و به همين جهت غير قارّ الذات است . براى مقولهء فعل مىتوانيم به بريدن و سوزاندن و براى مقولهء انفعال به بريده شدن و سوخته شدن مثال بزنيم . تبدل حالى كه در موضوع پديد مىآيد ، به اعتبارات مختلف ، تفاوت مىكند : الف - تبدل حال خود موضوع به اعتبار تأثير مؤثر . ب - تبدل حال موضوع نسبت با فاعل . ج - تبدل حال موضوع در مقايسه با پديدهء مورد تأثير ( منفعل ) . اعتبار اول از آنجهت كه متجدد و متصرم است ، حركت مىنامند . اعتبار دوم را از آن جهت كه فاعل پديدآورندهء آن حال است ، فعل و اعتبار سوم را از آن جهت كه قابل آن حال است ، انفعال مىگويند . هر تجدد و انصرامى كه يكباره و دفعى باشد ، حركت ناميده نمىشود ، هرگاه فعل و انفعال از « مادهء حركت » مشتق شود ، تحريك و تحرّك ناميده مىشود . حركت ، فقط در چهار مقوله است : الف - در مقولهء كم ، مانند تخلخل ( جدا شدن اجزاى چيزى از يكديگر ، ازدياد جسم بدون انضمام چيزى به آن ) تكاثف ( كم شدن مقدار جسم بىآنكه از اجزاى آن كاسته شود ، غليظ شدن ) ، نمّو ( رشد كردن ) ، ذبول ( لاغرى ) ، سمن ( چاقى ) ، هزال ( لاغرى ) .